Tuesday, February 06, 2007

عاشورا

عکاس: علک
مکان: خانه هنرمندان
آمده بود، چون هميشه با لبخند وآرام
اما آنگاه که ابيات محتشم را مي خواند
اشکهايش پرده دري مي کردند
محاسنش ديگر کامل سپيد بود
وصف حسين را بايد از زبان اهلش شنيد
شبي بود، شب عاشوراي خانه هنرمندان
اگرچه همه به بهانه ديدن اين سيد خدا آمده بودند
اما آن سيد عاشق باز آخر کار، دلها را ربوده بود
هرچند اين بار به لطف کلام نواده اش
نازي

7 comments:

soshad said...

bah bah...che haali kardid....

امام حسين و پدرش said...

حتي اگر از بهترين مردم هم باشي ، زماني حق حکومت داري که مردم تو را بخواهند

Soshad said...

har dafe ke karatuno mibinam ya mikhunam, in ehsas be hem dast mide ke chera umadam!!

Ppdram said...

نمی دونم بايد با اين سيد مخالفت کنم يا موافقت !

نازي براي پدرام said...

با او مخالف بودن يا موافق بودن مهم نيست، مهم اينکه با کشورمون موافق باشيم و کمتر خود زني کنيم. من هم مثل شما پدرام جان..گاه فکر مي کنم اين هم مثل بقيه...گاهي اما فکر ميکنم حداقل شايد اين يه سياستمدار کمتر متقلب ورياکار بود....نمي دونم!

Naghmeh said...

an mard ba hale ashoraiiyash dele maro karbalaii kard ...

Pedram said...

نازی خانم، فکر کنم تا وقتی مسير حرکت کشتی و نقشه ناخدا درست نباشه، با عوض کردن ناوی ها نميشه به مقصد درست رسيد. اما بجز اونم ممکنه کشتی غرق بشه، پس چه بايد کرد؟ ... و باز هم نميدونم!